با سلام و احترام خدمت شما پرسشگر گرامي. از اينکه با مرکز مطالعات و پاسخگويي به شبهات مکاتبه نموده ايد صميمانه تشکر مي کنيم.

در مواردي از آيات قرآن كريم، وقتي خداوند به صورت اول شخص سخن مي‏گويد، به جاي اول شخص مفرد، اول شخص جمع را به كار مي‏برد. يعني به جاي أنا )من)، نَحْنُ (ما) به كار مي‏برد.

همچنين مواردي داريم كه هنگامي كه خداوند مي‏خواهد فعلي از افعال خود را بيان كند، آن را به صورت متكلم مع الغير (اول شخص جمع) مطرح مي‏كند. مثال:

1- «نحن نزّلنا الذكر و انا له لحافظون».[1]

2- «نحن اقرب اليه من حبل الوريد».[2]

3- «انا انزلناه في ليلة القدر».[3]

4- «فاحيينا به الارض بعد موتها».[4]

5- «انا نحن نحيي و نميت و الينا المصير».[5]

6- «اولم يري الانسان انا خلقناه من نطفة».[6]

7- «فنذر الذين لا يرجون لقاءنا في طغيانهم يعمهون».[7]

به همين جهت، اين پرسش مطرح مي‏شود كه چرا با اين كه خداوند واحد است، ضمير جمع يا فعل به صورت صيغه جمع در اين موارد به كار برده شده است؟

در بدو امر ممكن است تصور شود، همان طور كه در بين انسان‏ها وقتي مي‏خواهيم با احترام از كسي ياد كنيم درباره او ضمير جمع به كار مي‏بريم يا فعل را به صورت جمع مي‏آوريم (مثلاً: با اين كه طرف خطاب يك نفر است مي‏گوييم: شما انجام دهيد، لطف داريد) شايد صيغه جمع درباره خداوند هم از اين قبيل است.

ليكن اين پاسخ ناتمام است:

چون كه اولاً: در زبان عربي مخصوصاً در عربي فصيح نوشتاري رسم اين‏گونه نيست كه براي يك نفر ضمير جمع بياورند. گو اين كه در زبان گفتاري آن‏ها ممكن است اين‏طور باشد.

ما در تاريخ يا روايات مي‏بينيم كه هر گاه صحابه با پيامبر سخن مي‏گفته‏اند، همچنين ياران ائمه هرگاه با ائمه سخن مي‏گفته‏اند، با صيغه مفرد خطاب مي‏كرده‏اند،[8] مثل «السلام عليك يا رسول اللَّه، السلام عليك يابن رسول اللَّه، جعلني اللَّه فداك، جُعِلْتُ فداك».

ثانياً: گيريم كه چنين رسمي در زبان عربي هم وجود داشته باشد، اما درباره خداوند جاري نيست، زيرا ادب توحيد اقتضا مي‏كند كه به صورت مفرد آورده شود، يعني حرمت مقام الوهيت در همين مفرد آوردن است نه در جمع آوردن؛ پس بايد به دنبال پاسخي ديگر براي پرسش فوق باشيم.

جوابي كه مي‏توان براي پرسش فوق مطرح كرد اين است كه خداوند در قرآن در آن جا كه مي‏خواهد دخالت اسباب را مطرح كند، ضمير جمع مي‏آورد يا فعل را به صورت جمع به كار مي‏برد يعني در اين موارد كه جمع آورده ، در مقام بيان توسط اسباب است و اين يك امر عرفي و عقلايي است كه وقتي بزرگي مي‏خواهد دخالت اعوان و خدمه خود را در بعضي امور بيان كند، به صورت جمع و صيغه متكلم مع الغير بيان مي‏كند.

البته خداوند اعوان و خدمه كه از خدا مستقل باشند ، ندارد، لكن بدون شك براي هر كاري اسباب خاصي گماشته است و هر كاري از كانال خاص خود صورت مي‏گيرد كه از آن به نظام اسباب و مسببات تعبير مي‏كنند.[9]

نكته ديگري كه مي‏توان بر آن تكيه كرد اين است كه در مواردي كه خداوند ضمير جمع يا فعل جمع به كار برده است، مي‏خواهد تسلط و حاكميت مقتدرانه بر نظام عالم را مطرح كند، مثل همان آياتي كه در بالا آورديم، و از آن‏جا كه صيغه جمع اقتدار و استحكام بيشتري را به ذهن منتقل مي‏كند. خداوند براي بيان اين هدف از صيغه جمع و ضمير جمع استفاده كرده است.اما آن‏جا كه فارغ از اين مسأله، مي‏خواهد ارتباط بين انسان و خودش را مطرح كند و در مقام بيان لطف و رحمت حق است - مثل اين آيه شريفه: «اذا سالك عبادي عني فاني قريب اجيب دعوت الداع اذا دعانِ»[10] ضمير مفرد مي‏آورد.

نكته‏اي كه در پايان قابل ذكر است اين است كه آيا ما مي‏توانيم درباره خدا ضمير جمع به كار ببريم؟

جواب اين است كه خير! زيرا طريق صحبت كردن با خدا را بايد از خود خدا و اولياي خدا آموخت. در حقيقت، در عبادت، بايد بدانچه دستور رسيده عمل كرد و ما در دعاها موردي نداريم كه خدا را با ضمير جمع خوانده باشد يا فعلي را به صيغه جمع به خدا نسبت داده باشد.

پس ما بايد همان طور كه ادب توحيد اقتضا دارد، به صورت مفرد درباره خدا ضماير و افعال را استعمال كنيم.


 


حديث اخلاقي:

رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود:

« مَنْ أنْظَرَ مُعْسِراً، كانَ لَهُ بِكُلِّ يَوْم صَدَقَةٌ»[11]  ؛

« هر كس بدهكار ناتواني را مهلت دهد براي هر روزش ثواب صدقه در راه خدا مي باشد».



[1] . حجر /  9.

[2] . ق / 16.

[3] . قدر /  1.

[4] . فاطر /  9.

[5] . ق / 43.

[6] . يس / 77.

[7] . يونس / 11.

[8] . رجوع شود به كافي ج 1، ص 322، حديث 12 و ص 338، خ 7 و11 و ص 458، حديث 3.

[9] . در اين رابطه رجوع شود به الميزان، ج 10، ص 22، ذيل آيه 11 سوره يونس.

[10] . بقره/ 186.

[11] . بحارالأنوار، ج 100، ص 151، حديث 17.

دریافت سایت اندیشه قم